هنوز نمیترسین؟هنوز نفهمیدین با چی طرفین؟
محدثه هرگز تکیه گاهشو از دست نداده
و اینو تو مغز کوچیک سیاهتون جا بدین!
ما به قضاوت یه عده گردوی پوسیده نیاز نداریم!
امیدوارم دیگه تکرار نشه چون صبرم تموم شده...بدم تموم شده!
محدثه هرگز تکیه گاهشو از دست نداده
و اینو تو مغز کوچیک سیاهتون جا بدین!
ما به قضاوت یه عده گردوی پوسیده نیاز نداریم!
امیدوارم دیگه تکرار نشه چون صبرم تموم شده...بدم تموم شده!
من تنگه دلم اما میدونم که تو نه
فراموشت میکنم این دفعه قول دادم به خودم
فراموش میکنم اگه ازم بربیاد
اگه عکسای تو به حرف بیاد
اگه وسط تابستون برف بیاد....
دنبالت دنیا رو من گشتم
رفتهی بی برگشتم
نشونتو از کی بگیرم
خودت بگو رفتی کجا از پیش من
دورترین نزدیک من
نذار تو رو از من بگیرن...
:)
حالا که قراره حذف شه...مینویسم و مینویسم...
با باد و بارون و رعد میرقصم...
جام خون سر میکشم و پایکوبی میکنم...
هرا!قربانی رو بپذیر!
باز چی شدههه ؟؟
کی به تو حرف زدهه ؟؟؟
محدثع دق میکنههااا
دخترت دق میکنههااا
------------------------------
آخه اسکل چه کار ننگ آوریههههه ین کااار میرینین به اعصااب ماا؟؟
So...
This is the End of our dreams...for...ever:)
Plz send my message to her...
"i really loved you...my shining moon..."
I don't know this is right or wrong...
But...i must do it...
I would be another's prince...
A quaded prince...
But...
I want it...
And it's my choice...
My way...
And...
My karma...
Goodbye my old friend...
چطور الههی عدالتخواه میتونه ظالم باشه؟
خون...عرق...اشک...
ترکیب قشنگیه از این روزای من...
پرستیده میشم...چون باهاشون سردم و تحقیرشون میکنم...
انگار از من احمق ترم هست!
حق میدم به هرکی بهشون بگه هرزه...با اینکه فقط حمایت میخوان...
شکلات خونی نداریم؟یا مثلا قهوهی خونی...
تلخ...مثل زهرمار...نه زهرمار نه...مثل زهر من...
آخ!
شنیدی؟
نه...
هرکسی نمیتونه این صدا رو بشنوه...
هرکسی درکم نمیکنه...
هرکسی درک نمیکنه ملکهای رو که میخواد خون بریزه و به آتیش بکشه و یهو بهش میگن وقت این کارا رو نداره....
هرکسی درک نمیکنه رویات کابوس بقیه باشه یعنی چی...
از خون ریختن و ترس و تجاوز لذت ببری،واقعا لذت ببری و از ته دل بخندی یعنی چی...
هرکسی یک شب از رویاهای این ملکهی بدون تاج و تختو نچشیده...
ﻳﻪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﺒﻬﻢ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻱ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻲ
ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺮﺩﻩ، ﺻﺪﺍﻱ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﯼ
ﻧﻔﺲ ﻋﻤﻴﻘﯽ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﻭ ﺩﺭﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﻡ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯿﻢ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎﯾﯿﮑﻪ ﻣﻦِ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺑﻪ
ﺣﺎﻻ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ (ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺸﻢ) ﺩﯾﺮﻭﺯ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﺩﻣﯽ ﺑﻮﺩﯼ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﺭﻫﺎﯼ ﯾﻪ ﮔﻞ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮑﺸﻢ
ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﯼ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﺑﻮﺩ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﮐﻪ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﻭﻧﻄﻮﺭﯼ ﻣﯿﺒﯿﻨﻤﺖ، ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﻡ
ﻳﻪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﺒﻬﻢ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻧﻲ
ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺮﺩﻩ، ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﻱ
ﻧﻔﺲ ﻋﻤﻴﻘﻲ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﻭ ﺩﺭﺗﻮﻧﻮ ﺯﺩﻡ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﺍﻣﺸﺐ، ﺍﮔﻪ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﻤﺲ ﺩﺳﺘﺎﺕ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻢ
ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ؟
ﻣﻦ ﺗﻮ ﻣﯿﺸﻢ
ﭘﺲ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﮐﻨﯽ
ﻣﻦ ﺩﻧﯿﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﭼﺸﻤﮏ ﻣﯿﺰﻧﻦ، ﻣﻦِ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺍﻧﺪ
ﺗﻮ ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﯽ، ﭘﺴﺮ ﻣﻦ
ﭘﺴﺮ ﻣﻦ، ﭘﺴﺮ ﻣﻦ، ﭘﺴﺮ ﻣﻦ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﻴﻢ
یکی ازم پرسید"به نظرت عشقم چقد دوسم داره؟مال من میشه؟"
کیوتی مگه من پیشگو ام؟!
یکی دیگه گفت"اسم عشقمو بگو"
علم غیب دارم؟....
یکی گفت"هرچی پول داری بریز به حسابم"
ناموسا مسخره کردی؟
یکی گفت"مهمترین چیزی که ازم مخفی کردی چیه؟"
این شد یه چیزی...
و عشقم...ازم پرسید "دوسم داری؟"
آخه چرا سوال بدیهی میپرسی فدات شم؟!؟!
فرصتاتون سوخت...بدرود تا سال بعد!
تعداد صفحات : 1